الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

94

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

فصل سوم : دلالت روايات در اين فصل به بيان احاديث و اخبار بسيار زيادى كه از اهل بيت عليهم السّلام رسيده و دلالت بر بطلان اعتقاد ياد شده ( حلول و اتّحاد ) دارد ، خواهيم پرداخت . اين روايات ، موارد عقلى را نيز مورد تأييد قرار مىدهد و دلالت دارد كه اعتقاد معصومين عليهم السّلام كاملا مخالف اعتقادات صوفيّه است كه در اين خصوص تنها به دوازده روايت بسنده مىكنيم : 1 - كلينى از امام رضا عليه السّلام روايت كرده كه فرد ملحدى از آن حضرت پرسيد : خدا چگونه و كجاست ؟ امام عليه السّلام در پاسخ وى فرمود : « ويلك ان الذى ذهبت اليه غلط ، هو أيّن الأين بلا أين و كيّف الكيف بلا كيف ، فلا يعرف بالكيفوفيّة و لا بالأنيونيّة و لا يدرك بحاسة و لا يقاس بشيئى ؛ « 1 » واى بر تو ! اين راه كه تو رفته‌اى اشتباه است . خداوند خود مكان ايجاد كرد بىآن‌كه براى او مكانى باشد و چگونگى را چگونگى قرار داد بىآن‌كه براى او چگونگى باشد ، بنابراين ، خدا به چگونگى و مكان گرفتن شناخته نمىشود و به هيچ حسّى درك نمىگردد و با چيزى سنجيده نمىشود » 2 - نيز كلينى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت در احتجاج خود بر فردى ملحد كه از او پرسيد خداى عز و جّل كيست ؟ فرمود : « هو شيئى لا كالأشياء ، لا جسم و لا صورة و لا يحسّ و لا يجس و لا يدرك بالحواس الخمس ، لا تدركه الأوهام و لا تنقصه الدهور و لا تغيّره الأزمان ؛ خدا نيز چيزى است ، ولى نه نظير اشياء ، نه جسم است و نه صورت ، نه حس مىشود و نه قابل لمس است و با حواس پنجگانه درك نمىشود ، وهم و خيال ، او را در نمىيابد و گذشت زمان از او نمىكاهد و مرور روزگاران او را دستخوش تغيير نمىسازد » تا اين‌كه فرمود : « و التشبيه صفة المخلوق الظاهر التركيب ، فلم يكن بدّ من اثبات الصانع لوجود المصنوعين و ان صانعهم غيرهم و ليس مثلهم اذ كان مثلهم شبها فى ظاهر التركيب و التأليف و فيما يجرى عليهم من حدوثهم بعد أن لم يكونوا و من تنقّلهم من صغر الى كبر و سواد الى بياض و من حال إلى حال و من شبهّه بغيره فقد اثبته بصفة المخلوقين المصنوعين الذين لا يستحقّون الربوبيّه ؛ « 2 » تشبيه ، صفت آفريده‌هاست كه اجزايش به هم پيوستگى و هماهنگى

--> ( 1 ) . كافى ج 1 ص 78 ، چاپ غفّارى . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 82 .